با حس گناه بزرگ شدهایم، حسی که گاه و بیگاه در رویدادهای مختلف به سراغت میآد و اینقدر مقیم میشود از بچگیت، که نمیتوانی تشخیص دهی در این اتفاق حست منطقی است یا نه. شاید هم به خاطر این است که با منطق، حس را میسنجی؛ قضاوتی و عدالتی از جنس شرقی که به گمانم خطاست. به قول اشو:
"گناه یکی از قدیمی ترین ترفندها برای سلطه بر مردم است. آنها در تو احساس گناه ایجاد میکنند. انها ایدههایی بس احمقانه به خوردت میدهند که قادر به محقق ساختن آنها نیستی. سپس گناه به وجود میآید. و همین که گناه به وجود آمد تو به دام افتادهای . گناه راز کاسبی همه ادیان شرک است."
وقتی اخبار روزانه را مرور می کنم، چهار خودسوزی، خودکشی دخنرک در سیستان به خاطر خستگی از لباس کهنه و نگاه ترحمآمیز، خودکشی دخترک در مترو نواب، خودکشی دخترک دیگری در مترو حسن آباد، روزانه 11 خودکشی در کنار گوش من، در ایران، ... و بسیار دیگر، بوی تلخ و سرد عطر تازهام مرا به تلخی و سردی مسئولیتم نسبت به این همه میرساند.
No comments:
Post a Comment