Lose GMAT
Lose TOEFL
Lose energy
Lose money
Lose who
Lose what
Lose where
Lose when
Lose how
Lose life
Lose map
.
.
.
Lose myself?
Lose GMAT
Lose TOEFL
Lose energy
Lose money
Lose who
Lose what
Lose where
Lose when
Lose how
Lose life
Lose map
.
.
.
Lose myself?
من هستم و معمولاً از خوشبختي و يا شوربختي، عادتهاي قديمي را فراموش نميكنم. در حوادث بيشماري كه از آخرين پست، اتفاق افتاده است، در حوزه اجتماعي و عمومي، از غمها و اشكهاي بيشمار كه بگذريم، گرمي تازه زندگيم، مهمترينش است كه با طعم بهار، آن را به تجربه استثنائي بدل ساخته است. با اين حال اين شعر، تكرار زيادي است از فكرهاي خرداديم:
ای همه گلهای از سرما کبود خنده هاتان را که از لب ها ربود
مهر هرگز اینچنین غمگین نتافت باغ هرگز اینچنین تنها نبود
وقتی قلاب را میبلعیم چه امیدی به فرار وجود دارد؟ و آیا حتی خبر داریم که قلاب را بلعیدهایم؟
Ivan klima, Waiting for the Dark, Waiting for the Light
به امیدی که ساحل داره این دریا
به امیدی که آروم میشه تا فردا
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره
دل ما رفته مهمانی
به یک دریای طوفانی
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
الان که دارم این پست رو مینویسم ساعت 2:30 بامداد شنبه است و آمار ساخته شده حاکی از پیش افتادن الفنون است. میدانی با چند درصد؟ 63 درصد همان آماری که اعلام شده بود از صبح جمعه. سردی عجیب تمام وجودم را فرا گرفته و مدام این شعر در ذهنم مرور میشود:
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد
آه باران، ای امید جان بیداران
بر پلیدیها که ما عمری است در گرداب آن غرقیم آیا چیره خواهی شد؟