Wednesday, January 28, 2009

7

چو به ما نگری، غم دل ببری
کز باده نوشین‌‌تری

1 comment:

Anonymous said...

بي باده مدهوشم
ساغر نوشم
ز چشمه نوش تو
مستي دهد ما را
گل رخسارا
بهار آغوش تو
چو به ما نگري
غم دل ببري
کز باده نوشين تري
سوزم همچون گل، از سوداي دل
دل، رسواي تو، من رسواي دل
گرچه به خاک و خون کشيدي مرا

روزي که ديدي مرا
باز آ که در شام غمم
صبح اميدي مرا
صبح اميدي مرا