دستت را از من بگير...سرت را از روی شانه هايم بردار
عطر نفسهايت را از من دريغ کن و بگذار با غم خويش تنها بمانم... مگه ميشه اين چيزارو با منطق حل كرد؟؟ و شما هم لطفا يه پست جديد بذارين وگرنه ما هي سوزنمون رو اين پست گير مي كنه و خدا مي دونه عاقبتش چي ميشه؟؟؟!!
ye tarife hoosh ine: tavanayie taghir va tatbigh ba mohit. nemidoonam ba in tafsir bahoosh boodan hosne ya na? adam gahi delesh mikhad kasayi ro ke doost dare hichvaght taghir nakonan vali motasefane in etefagh miofte...
علی جان امشب منتظر بودم زنگ بزنی ...چند بارم خواستم زنگ بزنم پشیمون شدم ... بهر حال تو این روزها لا اقل گوش مفت صبور بخوای ما هستیم ! گاهی خوب دیدن ها آینده رو رقم می زنه گاهی ندیدن ها ... قماره بهرحال ! یا می بری یا میبازی ! امیدوارم همیشه ببری (چشمک) ... تا بعد !
اين روزا دارم فلسفه مي خونم رسيدم به مكتب سفسطائيان كه به نظر عاقلتر از قبلياشون بودن : اينم يكي از اصولشون: در اين دنيا چيزي به اسم واقعيت وجود نداره!(تقريبا همون چيزيه كه سالها بعد اينشتين مي گه!) جالبه نه؟؟؟؟!
12 comments:
صید باشی بهتر که صیاد علی جان
راستی منم دارم روح پراگ رو می خونم
inke seid bashi va ...che rabti be roozmaregi dare?
این انی وان احیاناً از جماعت صیادین نازنینن !؟؟؟
به به ! می بینم که رفتی ولایت و مشغول رقص وسط سه تا عروسی ! خوش بگذره علی خان ... ولی کی بشه من بیام خونت و پلو خورشت زن داداش رو بخورم ؟ هی ...
و من پر از منم
و تو پر از تويي
و ما چگونه مي توانيم عاشق باشيم ؟
مگر من از تو چه خواستم؟!
مگر من از تو چه خواستم؟!
خواستم قدري من باشي
و به من اجازه دهي
قدري تو باشم .
با اجازه فرامرز عزيز
http://www.semital.com/g.htm?id=26202
par ... !
به تو ياد دادم عاشق شدن را
و دلم می خواست از تو ياد بگيرم عاشق بودن را...
و عاقبت به من آموختی که منطق عشق را نمی شناسد
پيشترها از خدا بی خبران می گفتند:
که عشق منطق را نمی شناسد..لعنت بر آنها
دستت را از من بگير...سرت را از روی شانه هايم بردار
عطر نفسهايت را از من دريغ کن و بگذار با غم خويش تنها بمانم...
مگه ميشه اين چيزارو با منطق حل كرد؟؟
و شما هم لطفا يه پست جديد بذارين وگرنه ما هي سوزنمون رو اين پست گير مي كنه و خدا مي دونه عاقبتش چي ميشه؟؟؟!!
ye tarife hoosh ine: tavanayie taghir va tatbigh ba mohit.
nemidoonam ba in tafsir bahoosh boodan hosne ya na?
adam gahi delesh mikhad kasayi ro ke doost dare hichvaght taghir nakonan vali motasefane in etefagh miofte...
علی جان امشب منتظر بودم زنگ بزنی ...چند بارم خواستم زنگ بزنم پشیمون شدم ... بهر حال تو این روزها لا اقل گوش مفت صبور بخوای ما هستیم ! گاهی خوب دیدن ها آینده رو رقم می زنه گاهی ندیدن ها ... قماره بهرحال ! یا می بری یا میبازی ! امیدوارم همیشه ببری (چشمک) ... تا بعد !
اين روزا دارم فلسفه مي خونم رسيدم به مكتب سفسطائيان كه به نظر عاقلتر از قبلياشون بودن :
اينم يكي از اصولشون: در اين دنيا چيزي به اسم واقعيت وجود نداره!(تقريبا همون چيزيه كه سالها بعد اينشتين مي گه!)
جالبه نه؟؟؟؟!
اين شعرو ديشب براي اولين بار ديدم به نظرم قشنگ اومد :
تو کجایی؟
در گستره ی بی مرز این جهان
من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام
کنار تو
تو کجایی؟
در گستره ی ناپاک این جهان
تو کجایی؟
من در پاک ترین مقام جهان ایستاده ام
بر سبزه شور این رود بزرگ که می سراید
برای تو
Post a Comment