Wednesday, December 31, 2008

3

پیری آن نیست که برَ سرَ بزند موی سپید

هر جوانی که بدل عشق ندارد پیر است

Sunday, December 28, 2008

Edge of World 3

"وقتی سی ساله شدیم، تازه فهمیدیم که هجده سالگی تموم شده" چقدر قشنگ این نبوی دوره خام بیست رو به تصویر کشیده. هیجان درس خواندن بدون اینکه پایانش رو بتونی رقم بزنی و تموم شده بدونی. راستی زندگی کی آغاز میشه؟ وقتی پولدار بشی؟ وقتی عاشق بشی؟ یا وقتی که بفهمی چهار سال مثل آدم بزرگ ‌ها یه‌جا کارت زدی، هر روز؟ شایدم وقتی که هر روز تازه میشی؟

آره احتمالاً تو اون روز که تازه شدی زندگی شروع شده، ولی چطوری؟ با همون سنجه‌های بالا؟ این که میشه دور باطل هیجانی. شاید با عرفان، معنویت، کار، درس، پول، خانواده، تشکیل خانواده، رفتن، ماندن، فهمیدن، غرق شدن، ... ممکنه با هر کدوم از اینها باشه.ولی فکر می‌کنم مهم اینه که سبد خواسته‌هات رو اونقدر قشنگ و دقیق بچینی که سبد سهام زندگیت، هیچ وقت زمین نخوره. اگه تونستی متد رو به منم بگو.

من بنده عاصیم رضای تو کجاست ؟
تاریک دلم نور و ضیای تو کجاست؟

ما را تو بهشت اگر بطاعت بخشی
آن بیع بود لطف و عطای تو کجاست؟

Monday, December 15, 2008

Edge of World 2

امروز، شاید مثل هر روز، خیلی بی‌انرژی هستم، شاید دلیلش این باشد:

http://navid3000.blogspot.com/2008/12/blog-post_14.html

Thursday, December 11, 2008

2

تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال

Wednesday, December 10, 2008

1

جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال